آمار

آمار مطالب
مطالب :

آمار بازدید
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید کل :
آخرین بروز رسانی :

تبلیغات

بک لینک

گاهی گرگهایی رقاص به سبب خشمگین می شوند و آرام کردن آنها آسان نیست . میدان تبریز صبحها نیز پر جمعیت و شلوغ است ، و مردم برای خرید خواربار و انواع چیزهای کم قیمت به آن جا می روند .

در تبریز یک میدان بزرگ دیگر نیز هست . این میدان نزدیک قلعه ویران شده معروف به قلعه جعفر پاشا واقع است . می گویند زمانی که قلعه آباد بوده این میدان مرکز تجمع تسلیحات و لوازم جنگ بوده است . اما اکنون کشتارگاه شهر است ، و گوسفندها را در این محل می کشند و پوست می کنند ، و گوشتشان را برای فروختن به نقاط مختلف شهر حمل می کنند .

کوشش بسیار کردم تا بدانم تبریز چقدر جمعیت دارد ، اما موفق نشدم . به هر صورت می توان باور کرد که جمعیت شهر از پانصد و پنجاه هزار نفر کمتر نیست ، اما برخی از مردمان سرشناس و صاحب نام به من گفته اند که در این شهر بیش از یک میلیون و صد هزار نفر زندگی می کنند .

عده زیادی از بیگانگان نیز در تبریز سکونت اختیار کرده اند و به کارهای مختلف اشتغال دارند . در این شهر هر گونه کالا فراوان است . صنعت نساجی و ابریشم بافی و زرگری ترقی بسیار کرده است . بهترین نوع دستار در تبریز درست می شود . از بازرگانان هم شنیده ام که هر سال متجاوز از شش هزار عدل ابریشم در کارگاههای این شهر بافته می شود . بازرگانی این شهر در سراسر ایران ، عثمانی ، مسکوی ، تاتارستان ، هند و سواحل دریای سیاه گسترش یافته است .

هوای تبریز سرد و خشک و کاملا" سالم است ، چنان که برای ناراحتیهای ناشی از ناسازگاری هوا زمینه ای وجود ندارد . زمستانش طولانی است . شهر رو به شمال دارد ، و بر قله های کوههای مجاور قریب نه ماه از سال برف فرو می بارد . در این شهر هر بامداد و شامگاه باد می وزد ، و جز در فصل تابستان بیشتر روزها باران می بارد یا آسمان ابرناک است . عرض جغرافیایی تبریز سی و هشت درجه و طولش هشتاد و دو درجه می باشد . شهر غرق وفور نعمت است ، و مردم به هرچه نیازمندند دسترسی دارند ، و همه چیز ارزان است . در نهر آجی که شرح آن گذشته ماهی صید می شود ، اما ماهیگیری در این رود زمانی میسر است که آب آن فرو نشسته باشد . در تبریز قیمت یک لیور نان دو دینار ، بهای یک لیور گوشت هجده دینار است ، و گوشت پرندگان و شکار ، اقسام میوه و شراب و پنیر به قیمت ارزان معامله می شود . بهای انواع سبزی آن قدر کم است که باور کردنی نیست ، مخصوصا" مارچوبه که تقریبا" قیمت ندارد . در حوالی شهر گوزن و شکار فراوان دیده می شود ، اما چون ایرانیان به خوردن گوشت گوزن و شکار رغبت زیاد ندارند آنها را کمتر شکار می کنند . در کوههای تبریز عقاب نیز هست و من بارها ده نشینانی را دیده ام که عقابی را به پنج سو می فروختند . مردم عقاب را با شاهین صید می کنند . طرز کارشان شگفت انگیز و تحسین آفرین است . شاهین نخست دور عقاب پرواز می کند ، ناگهان بر او حمله می برد و چنگالهایش را در پهلویش فرو می کند ، و در حال پرواز چندان بالهایش را بر سر او فرو می کوبد که عقاب بی حال می شود . گاهی نیز با هم به زمین می افتند . بسیار مواقع شاهین در شکار مرال نیز به صاحبش یاری می کند بدین گونه که بر وی می تازد و بی حالش می کند .

اگر آنچه درباره تبریز گفتم جالب و در خور توجه بود این نکته شگفت تر از آنهاست . که در تبریز و اطرافش شصت جور انگور به بار می آید ، و می توان باور کرد که در ایران هیچ جا نیست که بتوان مانند تبریز به راحتی و آسایش و آرامش تمام زندگی کرد .

بقیه در ادامه مطلب

در محلی از اطراف تبریز معدن عظیمی از سنگ مرمر سفید وجود دارد و یک نوع آن چنان صاف و بی غش است که از پشت صفحات آن می توان هر چیز را مشاهده کرد . می گویند این نوع مرمر از یخ بستن تدریجی آب یکی از چشمه ها حاصل شده است . در نقطه دیگری از حوالی شهر معدن نمک و طلا وجود دارد . در زمانهای قدیم از معادن طلا بهره برداری می شده ، اما مدتهاست این کار به سبب این که خرجش بر دخلش می چربد متروک مانده است .

در نزدیکیهای تبریز چشمه های آب معدنی زیاد است . یکی از آنها که مردم زیاد به آن جا رفت و آمد می کنند آب معدنی بارنج واقع در نیم فرسنگی شهر است ، و دیگر چشمه سید کند که در آبادی دیگری در شش فرسنگی تبریز جاری است . آب این چشمه ها گوگردی است و برخی سرد و بعضی داغ می باشند .

من در سراسر روی زمین شهری نمی شناسم که در باره وجه تسمیه و تاریخ و چگونگی بنای آن میان محققان جدید این قدر اختلاف در میان باشد . باز آوردن همه اقوال مصنفان نه لازم است و نه مفید ، و من از میان نظرات مختلفی که در این باره اظهار شده به ذکر چند گفته اکتفا می کنم . نخست باید بگویم که ایرانیان عموما" این شهر را تبریز می نامند ، و اگر من به روش اروپاییان آن را توری می خوانم به منظور رعایت تلفظ اروپاییان و تفهیم بیشتر است . تیکسر و اولئآریوس و برخی دیگر از محققان بر این اعتقادند که تبریز همان شهر است که بطلمیوس در پنجمةن لوحه و جدول آسیایی خود گابریس خوانده است ، زیرا حرف "گ" در زبان یونانی آسان به حرف "ت" تبدیل می شود . لونلاویوس ، ژوو  و آیتون معتقدند تبریز کنونی همان شهر است که این جغرافی دان قدیمی آن را به جای تورا ، تروا نامیده و بر اثر تحریف یکی دو حرف بدین صورت درآمده ، اما عقیده ایشان باطل است زیرا تروا در ارمنستان و تبریز در  ماد است . و این دو شهر دور از هم نمی تواند یکی باشد ، و شباهت ظاهری این دو اسم در تلفظ موجب اشتباه این مؤاف شده است . تبریز کلمه ای فارسی است ، و این نام را در سال 165 هجری بر این شهر نهاده اند . و چون تبریز چند قرن پس از نوشته های آنان ساخته شده بنابراین تروا  و گابریس شهرهای دیگری بوده اند . نیژر می گوید تبریز سوز ماد می باشد که در تورات مهم شمرده شده ، بعضی نیز بر این باورند تبریز همان شهر است که در کتاب اسدرا _آکتما یا آماتا نامیده شده است .

گروهی از مصنفان و مؤلفان مانند بطلمیوس و مترجم اثر وی جای آن را در آشور و برخی دیگر در ارمنستان نموده اند . سرآمدان این گروه عبارتند از نیژر ، سدرن ، آیتون و ژوو . از روی دیگر مارک پل ونیزی محل این شهر را در پارت دانسته است . اما کالکوندیل سخنی دیگر دارد . وی محل تبریز را جایی دورتر از همه مصنفان برده ، و  آن را در ایالتی که در روزگاران کهن پرسپولیس مرکز آن بوده ، دانسته است . به هر روی چنان که پیش از این گذشت میان محققان و مصنفان در این باره اختلافات بحث انگیز در میان است ، و به عقیده من نظریه موله مترجم و مفسر اثر بطلمیوس ، آنانی ، ارتلیوس ، گلنیتس ، دولاواله ، دواتلاس از نظریه دیگران قانع کننده تر و مستدل تر می باشد . به عبارت دیگر تبریز همان شهر باستانی اکباتان است که در تورات و تاریخهای کهن آسیا از آن سخن در میان آمده است .

اگر اشتباه نکنم مینادوا مصنف و محقق ایتالیایی بحث روشن و مستدلی درباره اثبات این نظریه دارد . با این همه با اعتقاد تمام می گویم که در سراسر شهر تبریز نه از آثار باستانی و عمارات و ابنیه کهن اثری دیده می شود ، و نه از آثار کاخ اکباتان که روزگارانی ییلاق پادشاهان آسیا بوده نشانی بجاست ، و نه از کاخ دانیال که بعدها آرامگاه پادشاهان ماد شده ، و یوسف در کتاب دهم خود آورده که در زمان وی هنوز موجود بوده اثری دیده می شود ، و اگر به احتمال ضعیف این قصرهای بزرگ و باشکوه شانزده قرن پیش از روزگار ما در محل کنونی تبریز وجود داشته اکنون از آنها هیچ نشانی به جا نیست . و در اطراف شهر آن جا که عمارات رفیع فرو ریخته جز آجر و خاک و ریزه های سنگ چیزی دیده نمی شود ، البته این مصالح ساختمانی در عهد باستان به کار نمی رفته است .

محققان و تاریخ نویسان ایران همه بر این قول اند که تبریز در سال 165 هجری قمری بنا شده اما درباره خصوصیات دیگر شهر اختلاف نظر شدید دارند . برخی از آنان بنای تبریز را به زبیده خاتون که به معنی گل سرسبد بانوان است ، زن هارون الرشید خلیفه بغداد نسبت می دهند. می گویند : روزی زبیده خاتون چنان بیمار شد که هیچ کس به شفا یافتنش امید نداشت در چنان حال یک پزشک مادی پیدا شد ، و در اندک مدتی او را از رنج بیماری رهاند . زبیده خاتون نمی دانست چه پاداشی در برابر این خدمت بزرگ به پزشک بدهد انتخاب آن را به خود وی واگذار کرد . او خواهش کرد زبیده خاتون دستور دهد در زادگاه وی شهری به افتخارش بسازند ، همسر خلیفه خواهش پزشک را پذیرفت و بی درنگ دستور داد ساختن شهر را آغاز کنند . این شهر را پس از احداث تبریز نام نهادند تا میان این نام و طبابت از نظر اسمی رابطه و قرینه ای برقرار باشد . چه طب به معنی پزشکی است و ریز از مصدر ریختن اشتقاق یافته است .

بعضی دیگر نظریه ای مشابه این دارند . می گویند یکی از سرکردگان سپاه هارون الرشید هلاکوخان نام داشت . وی گرفتار تبی شد که مدت دو سال هر چه به درمانش کوشیدند سودمند نیفتاد ، و همه کسانش از شفا یافتنش ناامید شدند . اتفاقا" گیاهی را که در همین محل شهر تبریز روییده بود خورد ، و در زمان بهبود یافت . به شکرانه شفایافتنش دستور داد در همان مکان که آن گیاه شفابخش روییده بود شهر بزرگی بسازند چون ساخته آمد آن را "تب رفت " نام نهاد ، بعدها بر اثر تحریف و تصحیف به منظور آسان و زیبا شدن تلفظ تب رفت به تبریز مبدل شد . 

موضوع : عکس ، فیلـم,تاریخچه,
برچسب ها : ,


ادامه مطلب

نظرات این مطلب



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic